

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲
ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما
ای از تو آبستن چمن ، وِی از تو خندان باغها
ای بادِ نایِ خوش نفس ، عشّاق را فریادرس،
ای پاکتر از جانِ جان ، آخر کجا بودی کجا؟
ای فتنهٔ روم و حبش، حیران شدم کاین بوی خوش
پیراهن یوسف بوَد یا خود ردایِ مصطفی؟!
ای جویبار راستی از جوی یار ماستی
بر سینهها سیناستی بر جانهایی جان فزا
ای قیل و ای قال تو خوش، و ای جمله اَشکال تو خوش
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییها و نشانههای عشق میپردازد و از حال و هوای بهار عاشقان سخن میگوید. او باد را که پیامآور عشق و شفیق است، به یاری عاشقان میطلبد و از وجود محبوب و زیباییهای طبیعی که با او مرتبطاند، حیرتزده میشود. شاعر به حضور یار در تمامی زیباییها اشاره میکند و در نهایت، عشق و جمال محبوب را ستایش میکند و از سال و ماه به عنوان نمادهای زیبایی یاد میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
