

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۲۰۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰۷
نیمشب از عشق تا دانی چه میگوید خروس
خیز شب را زنده دار و روز روشن نستکوس
پرها بر هم زند یعنی دریغا خواجهام
روزگار نازنین را میدهد بر آنموس
در خروش است آن خروس و تو همی در خواب خوش
نام او را طیر خوانی نام خود را آنترپوس
آن خروسی که تو را دعوت کند سوی خدا
او به صورت مرغ باشد در حقیقت انگلوس
من غلام آن خروسم کو چنین پندی دهد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل مولانا به موضوع عشق و دعوت به صفا و نزدیکی به خداوند میپردازد. او از خروسی سخن میگوید که در میانه شب ندا میدهد و انسان را به بیداری و توجه به حقیقت دعوت میکند، در حالی که بسیاری در خواب غفلت به سر میبرند. شاعر خود را غلام آن خروس معرفی کرده و میگوید که پیروی از او به معنای پیروی از آموزههای الهی است. همچنین به اهمیت شریعت و حفظ دستورات الهی اشاره میکند و بر لزوم توجه به این اصول در زندگی روزمره تأکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
