

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۲۱۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱۷
الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش
گر بستیزد برود عشق تو برهم زندش
از دل و جان برکندش لولی و منبل کندش
سیل درآید چو گیا هر طرفی میبردش
اوست یقین رهزن تو خون تو در گردن تو
دور شو از خیر و شرش دور شو از نیک و بدش
باده خوری مست شوی بیدل و بیدست شوی
بیست سلامت بودش درکشدش خوش خوردش
پای در این جوی نهی تا به قیامت نرهی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ خطر عشق و دل باختگان است که میتواند انسان را از راه راست منحرف کند. مولانا به جستجوی عشق حقیقی و تمایز آن از تلههای دنیایی اشاره میکند و هشدار میدهد که عشق نادرست میتواند زندگی فرد را به خطر بیندازد. بیان میکند که اگر در این عشق غرق شوی، ممکن است نتوانی از آن خارج شوی و در نهایت همه چیز را از دست بدهی. در انتها به قدرت مستی و عشق واقعی اشاره میشود که میتواند انسان را به سرحدات جدیدی برساند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
