

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۳۰۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰۲
ما دو سه مست خلوتی، جمع شدیم این طرف
چون شتران رو به رو، پوز نهاده در علف
هر طرفی همی رسد، مست و خراب جوق جوق
چون شتران مستلب، سست فکنده، کرده کف
خوش بخورید کاشتران ره نبرند سوی ما
زآنک به وادی اندرند، ما سر کوه بر شرف
گر چه درازگردنند، تا سر کوه کی رسند؟
ور چه که عفعفی کنند، غم نخوریم ما ز عف
بحر اگر شود جهان، کشتی نوح اندریم
کشتی نوح کی بوَد، سخرهٔ آفت و تلف؟
جمله جهانپرست غم، در پیِ منصب و درم
ما خوش و نوش و محترم، مست خرف در این کنف
