

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۳۰۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰۳
گر تو تنگ آیی ز ما زوتر برون رو ای حریف
کز ترش رویی همیرنجد دلارام ظریف
گر همی انکار خود پنهان کنی بر روی تو
مینماید دشمنیها بر رخ تو لیف لیف
روز گردک بر رخ داماد میباشد نشان
از جمال او که نامش کرد رومی نیف نیف
چون خداوند شمس دین چوگان زند یارش کجاست
ور بر اسب فضل بنشیند کجا دارد ردیف
خوان و بزم هر دو عالم نزد بزم شمس دین
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تمجید از جمال و مقام شمس دین اشاره میکند و نسبت به حسادتهای موجود ابراز نگرانی میکند. او میگوید اگر کسی خواستار دوری از او باشد، بهتر است سریعاً برود، زیرا حضور او برای دلهای لطیف و دوستداشتنی است. همچنین، مولانا از نشانههایی چون روز گردون یاد میکند که بر جمال شمس دین دلالت دارد و این زیبایی به دیگران نشان میدهد که هر که اسباب تسلیم را فراهم آورد، در حقیقت به بزم و مقام شمس دین میپیوندد. در نهایت، شاعر به جایگاه والای شمس دین در عالم هستی و کمال تبریز اشاره میکند و او را در مقام شهنشاه توصیف مینماید.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
