

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۳۰۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰۵
کعبه جانها توی گرد تو آرم طواف
جغد نیم بر خراب هیچ ندارم طواف
پیشه ندارم جز این کار ندارم جز این
چون فلکم روز و شب پیشه و کارم طواف
بهتر از این یار کیست خوشتر از این کار چیست
پیش بت من سجود گرد نگارم طواف
رخت کشیدم به حج تا کنم آن جا قرار
برد عرب رخت من برد قرارم طواف
تشنه چه بیند به خواب چشمه و حوض و سبو
تشنه وصل توام کی بگذارم طواف
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز عشق و اشتیاق خود به معشوق میپردازد و در هر بیت به نوعی از طواف دور معشوق و قربانی کردن خود برای او سخن میگوید. او معشوق را کعبهای میداند که جانها به دور آن میچرخند و خود را در پی او دچار عشق و تاراج احساسات میبیند. شاعر تأکید میکند که هیچ چیزی در این دنیا برایش ارزشمندتر از عشق به معشوق نیست و هر حرکتی که انجام میدهد، در حقیقت طواف اوست. این طواف به معنای پیوسته بودن در عشق و سعی برای رسیدن به وصال است و او خود را دیوانهای میداند که شمار طوافهایش را نمیکند. در نهایت، شاعر به شکست و غم خود اشاره دارد و خواستار دگرگونی و رهایی از غم و دوری معشوق است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
