

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۳۹۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۷
زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم
گوش بنه عربده را دست منه بر دهنم
چونک من از دست شدم در ره من شیشه منه
ور بنهی پا بنهم هر چه بیابم شکنم
زانک دلم هر نفسی دنگ خیال تو بود
گر طربی در طربم گر حزنی در حزنم
تلخ کنی تلخ شوم لطف کنی لطف شوم
با تو خوش است ای صنم لب شکر خوش ذقنم
اصل توی من چه کسم آینهای در کف تو
هر چه نمایی بشوم آینه ممتحنم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عمیقترین احساسات و درگیریهای روحی خود میپردازد. او از خویشتن و وجودش سخن میگوید و به عجز و ناتوانیاش در فهم حقیقت وجودیاش اشاره میکند. با بیان عشقش به معشوق، به تضادهای حالاتی چون شادی و غم میپردازد و میگوید که در هر حالتی، در کنار محبوبش دلی شاد یا دلشکسته خواهد بود. شاعر خود را آینهای میبیند که در آن صفات محبوبش متجلی میشود و آرزو دارد در سایه معشوق باشد. او همچنین به تنهایی و صبرش در عشق اشاره کرده و از نغمهها و نوشیدنیهای دلنشین ناشی از این عشق سخن میگوید.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
