

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴
ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
افتاده در غرقابهای تا خود که داند آشنا
گر سیلِ عالم پر شود، هر موج چون اشتر شود
مرغان آبی را چه غم، تا غم خورد مرغِ هوا
ما رخ ز شُکر افروخته، با موج و بحر آموخته
زان سان که ماهی را بُوَد دریا و طوفان جانْفزا
ای شیخ ما را فوطه ده وی آب ما را غوطه ده
ای موسی عمران بیا بر آب دریا زن عصا
این باد اندر هر سری سودایِ دیگر میپزد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
این شعر به عشق و حال و هوای عاشقان اشاره دارد. شاعر، با استعارههایی زیبا، میگوید که ما (عاشقان) در دنیای پر لذتی غرق شدهایم. در این دنیا، امواج بلا همچون اشتران بزرگ روان گشته و به سوی ما حملهور هستند تا باشد که چه کسی شنا میداند. ساقی هر روز ما را بیش از پیش مست میکند. و دنیا خود همچون کوه طور است که هر لحظه معجزه مینماید.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
