

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۴۶۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۸
امروز خوشم با تو، جان تو و فردا هم
از تو شکرافشانم، این جا هم و آن جا هم
دل بادهٔ تو خورده، وز خانه سفر کرده
ما بیدل و دل با تو، با ما هم و بیما هم
ای دل که روانی تو، آن سوی که دانی تو
خدمت برسان از ما، آن جا و مُوصی هم
ما منتظر وقت و دل ناظر تو دائم
در حالت آرامش، در شورش و غوغا هم
از باده و باد تو، چون موج شده این دل
در مستی و پستی خوش، در رفعت و بالا هم
ابر خوش لطف تو، با جان و روان ما
در خاک اثر کرده، در صخره و خارا هم
