

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۴۷۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷۴
حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم
بسی علّتیان را ز غم بازخریدیم
سَبَلهای کَهُن را، غم بیسر و بُن را
ز رگهاش و ز پیهاش به چنگاله کشیدیم
طبیبان فصیحیم که شاگرد مسیحیم
بسی مُرده گرفتیم در او روح دمیدیم
بپرسید از آنها که دیدند نشانها
که تا شُکر بگویند که ما از چه رهیدیم
رسیدند طبیبان، ز ره دور غریبان
غریبانه نمودند دواها که ندیدیم
سرِ غصهّ بکوبیم، غم از خانه بروبیم
همه شاهد و خوبیم همه چون مَهِ عیدیم
