

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۵۲۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲۴
چو آب آهسته زیر که درآیم
به ناگه خرمن که درربایم
چکم از ناودان من قطره قطره
چو طوفان من خراب صد سرایم
سرا چهبْوَد؟ فلک را برشکافم
ز بیصبری قیامت را نپایم
بلا را من علف بودم ز اول
ولیک اکنون بلاها را بلایم
ز حبس جا میابا دل رهایی
اگر من واقفم که من کجایم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر با استفاده از تصاویری طبیعی و استعاری به توصیف حالتی از عشق و وجود میپردازد. او به آرامی و مسیری ناپیدا اشاره میکند و بیان میکند که در میان بلاها و مشکلات، او همچنان تلاش میکند تا رهایی را بیابد. شاعر از رابطهٔ خود با عشق و تاثیر آن بر زندگیاش سخن میگوید و نشان میدهد که در دنیایی پر از چالش، او توانایی درک عمیقتری از عشق و وجود خود دارد. در نهایت، او به نیروی بیپایان عشق و آواز عشق اشاره میکند که همیشه در حال جریان است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
