

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۵۲۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲۸
به پیش باد تو ما همچو گردیم
بدان سو که تو گردی چون نگردیم
ز نور نوبهارت سبز و گرمیم
ز تأثیر خزانت سرد و زردیم
ز عکس حلم تو تسلیم باشیم
ز عکس خشم تو اندر نبردیم
عدم را برگماری جمله هیچیم
کرم را برفزایی جمله مردیم
عدم را و کرم را چون شکستی
جهان را و نهان را درنوردیم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل بهوضوح به تأثیرات عشق و عشقورزی بر حال و وضعیت انسانها میپردازد. او به رابطه دلها با معشوق اشاره میکند و بیان میکند که ما به سبب وجود محبوب، دگرگون میشویم و از تابش نور او سرشار از زندگی و گرمی هستیم. در عین حال، غمزده و سردیمان به خاطر دوری از اوست. شاعر همچنین از حالاتی چون تسلیم و نبرد با خشم محبوب سخن میگوید و به تفاوت بین جسم و روح اشاره میکند، که در عشق، فراتر از زمان و مکان میرسیم. در نهایت، به دست آوردن عشق را مانند بازی میداند که در آن با مهر معشوق، روح جدیدی را تجربه میکنیم.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
