

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۵۳۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳۵
بیا تا قدرِ یکدیگر بدانیم
که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم
چو مؤمن آینهیْ مؤمن یقین شد
چرا با آینه ما روگرانیم؟
کریمان جان فدایِ دوست کردند
سگی بگذار، ما هم مردمانیم
فسون قل اعوذ و قل هو الله
چرا در عشق همدیگر نخوانیم؟
غرضها تیره دارد دوستی را
غرضها را چرا از دل نرانیم؟
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به دعوت به شناخت و ارزیابی یکدیگر میپردازد و تاکید میکند که درک و ارتباط واقعی، باید پیش از دوری و جدایی صورت گیرد. شاعر اشاره میکند که مؤمنان باید آینه یکدیگر باشند و عشق و صداقت را در تعاملات خود جستجو کنند. او به انتقاد از غرضها و کینهتوزیها در دوستی اشاره میکند و تأکید دارد که باید از تنشها دوری کنیم و همدیگر را درک کنیم. در نهایت، او به ناراحتی از بیپروایی در ارتباطات و حسرتی که پس از مرگ به وجود میآید، میپردازد و به ضرورت آشتی و محبت در زندگی اشاره دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
