

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۵۳۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳۷
چرا شاید چو ما شه زادگانیم
که جز صورت ز یک دیگر ندانیم
چو مرغ خانه تا کی دانه چینیم
چه شد دریا چو ما مرغابیانیم
برو ای مرغ خانه تو چه دانی
که ما مرغان در آن دریا چه سانیم
مزن بر عاشقان عشق تشنیع
تو را چه کاین چنینیم و چنانیم
چنینیم و چنان و هر چه هستیم
اسیر دام عشق بیامانیم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به موضوع عشق و اسارت در آن میپردازد و بیان میکند که ما انسانها بیشتر از ظاهر یکدیگر چیزی نمیدانیم و مانند مرغانی هستیم که در جستجوی دانهای در عالم خاکی، از عمق وجود خود غافلیم. او به عشق و تشنیع عاشقان اشاره میکند و از جهل انسانها مینالد که آنها را از حقیقت دور میکند. با تصاویری چون دریا و مرغابی، او نشان میدهد که ما در دنیای مادی زندگی میکنیم و از حقیقتهای عمیقتر بیخبریم. شاعر همچنین به قدرت نفوذ عشق و عقل اشاره میکند و تأکید میکند که حقیقتهای والا از فهم معمول فراترند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
