

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۶۵۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵۶
هم بهدرد این درد را درمان کنم
هم بهصبر این کار را آسان کنم
یا برآرم پای جان زین آب و گِل
یا دل و جان وقف دلداران کنم
داغ پروانه ستم از شمع الست
خدمت شمع همان سلطان کنم
عشق مهمان شد برِ این سوخته
یک دلی دارم پِیاش قربان کنم
نفْس اگر چون گربه گوید که میاو
گربهوارش من در این انبان کنم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات عمیق و درونی خود میپردازد. او از درد و رنج عشق سخن میگوید و تلاش دارد تا به درمان این درد بپردازد و صبر خود را افزایش دهد. شاعر به عشق به عنوان مهمانی مهم اشاره میکند که دلی آماده فدای او دارد و از وضعیت زندگی میگوید که مانند گربهای است که گوش به حرف نفسی میدهد. او همچنین به ملولان و بیعشقها توجه دارد و میخواهد جان آنان را عاشق کند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید دارد که عشق به عنوان یک نیاز عمیق و تشنگی روحی است که نمیتوان به سادگی از آن سخن گفت.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
