

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۶۶۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶۵
عاشقی بر من پریشانت کنم
کم عمارت کن که ویرانت کنم
گر دو صد خانه کنی زنبوروار
چون مگس بیخان و بیمانت کنم
تو بر آنک خلق را حیران کنی
من بر آنک مست و حیرانت کنم
گر کُهِ قافی تو را چون آسیا
آرم اندر چرخ و گردانت کنم
ور تو افلاطون و لقمانی به علم
من به یک دیدار نادانت کنم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساس عاشقانهاش نسبت به معشوق میپردازد و نشان میدهد که چگونه میتواند با عشق و جذبهاش هر چیزی را تحت تأثیر قرار دهد. او خود را به عنوان نیرویی قدرتمند و تغییر دهنده معرفی میکند که میتواند معشوق را از حالتهای سرد و بیتحرکی خارج کند و به وجد آورد. شاعر به تمثیلهای مختلف اشاره میکند و بیان میکند که از طریق عشق و دیدار، توانایی تغییر حال و هوای معشوق را دارد، حتی اگر او به لحاظ علمی و فکری در سطح بالایی باشد. همچنین، از قدرت عشقاش به عنوان عاملی برای رهایی و تحولی عمیق یاد میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
