

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۶۷۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷۰
ما به خرمنگاه جان بازآمدیم
جانب شه همچو شهباز آمدیم
سیر گشتیم از غریبی و فراق
سوی اصل و سوی آغاز آمدیم
وارهیدیم از گدایی و نیاز
پای کوبان جانب ناز آمدیم
در کنار محرمان جان پروریم
چونک اندر پرده راز آمدیم
او کمند انداخت و ما را برکشید
ما به دست صانع انگاز آمدیم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف سفر روحانی و بازگشت به اصل وجود میپردازد. او از دوری و فراق رهایی یافته و به سوی حقیقت و شهرتان بازگشته است. در این مسیر، از نیاز و گدایی آزاد شده و به محبت و راز نزدیکتر شده است. شاعر اشاره میکند که با رحمت الهی از فراموشی و ذلت نجات یافته و به مقام اعزاز و عزت رسیده است. در پایان، بر اهمیت این حالت نوین تأکید میکند که همانند بوی نان، نشانهای از رسیدن به مقصد مطلوب است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
