

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۷۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰
تا به شب ای عارف شیرین نوا
آن مایی آن مایی آن ما
تا به شب امروز ما را عشرتست
الصلا ای پاکبازان الصلا
درخرام ای جان جان هر سماع
مه لقایی مه لقایی مه لقا
در میان شکران گل ریز کن
مرحبا ای کان شکر مرحبا
عمر را نبود وفا الا تو عمر
باوفایی باوفایی باوفا
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل، مولانا به عارفان و پیامآوران روحانی اشاره میکند و آنها را به ذکر و دعا دعوت مینماید. او عشق را به عنوان محور زندگی معرفی کرده و بر وفای آن تأکید میکند. شاعر به تکیه بر آگاهی و آشنایی با خداوند و ارتباط با او میپردازد و حس جدایی و غیبت را در دل میپروراند. او شناخت عمیق از حقیقت را به تصویر میکشد و تأکید دارد که در این دلمشغولیها، انسان باید به دنبال وصال و فهمی بالاتر باشد. همچنین به تشبیه چاه یوسف و کربلا به عنوان دو مکان روحانی و معنوی میپردازد و به یادآوری اسامی مقدس نیز اشاره میکند. در نهایت، دعا برای سقا و طلبِ رحمت و شفاعت نیز جای گرفته است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
