

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۷۰۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰۲
درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیم
تا نقشهای خود را یک یک فروتراشیم
از خویش خواب گردیم همرنگ آب گردیم
ما شاخ یک درختیم ما جمله خواجه تاشیم
ما طبع عشق داریم پنهان آشکاریم
در شهر عشق پنهان در کوی عشق فاشیم
خود را چو مرده بینیم بر گور خود نشینیم
خود را چو زنده بینیم در نوحه رو خراشیم
هر صورتی که روید بر آینه دل ما
رنگ قلاش دارد زیرا که ما قلاشیم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به همبستگی و اتحاد انسانها در درک عشق و حال درونی اشاره میکند. او بیان میکند که ما به یکدیگر شبیه هستیم و باید در مسیر عشق به سمت پاکی و فروتنی حرکت کنیم. در این مسیر، انسانها هم میتوانند در ظاهر مرده و در باطن زنده باشند و به دنبال حقیقت و عشق باشند. این عشق، آنچنان عمیق است که در نهایت همه را به سوی یک مقصد مشترک هدایت میکند و آنها را از دنیاهای مادی آزاد میسازد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
