

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۷۰۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰۴
اشکم دهل شدهست از این جام دم به دم
می زن دهل به شکر دلا لم و لم و لم
هین طبل شکر زن که می طبل یافتی
گه زیر می زن ای دل و گه بم و بم و بم
از بهر من بخر دهلی از دهلزنان
تا برکنم ز باغ جهان شاخ و بیخ غم
لشکر رسید و عشق سپهدار لشکرست
صحرا و کوه پر شد از طبل و از علم
ما پر شدیم تا به گلو ساقی از ستیز
می ریزد آن شراب به اسراف همچو یم
دانی که بحر موج چرا می زند به جوش
از من شنو که بحریم و بحر اندرم
