

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۷۰۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰۴
اشکم دهل شدهست از این جام دم به دم
می زن دهل به شکر دلا لم و لم و لم
هین طبل شکر زن که می طبل یافتی
گه زیر می زن ای دل و گه بم و بم و بم
از بهر من بخر دهلی از دهلزنان
تا برکنم ز باغ جهان شاخ و بیخ غم
لشکر رسید و عشق سپهدار لشکرست
صحرا و کوه پر شد از طبل و از علم
ما پر شدیم تا به گلو ساقی از ستیز
می ریزد آن شراب به اسراف همچو یم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأثیرات عشق و شوق و همچنین تأملات معنوی میپردازد. او از اشک و شکر به عنوان نمادهای عاطفی و روحانی استفاده میکند و به حس و حال و شور و نشاط درونی اشاره میکند. عشق را به نوعی جنگ و کارزار تشبیه میکند که در آن عشق، سپهدار لشکر است و دل انسان در این جستوجوی حماسی غرق میشود. در نهایت، شاعر به نا توانی جدایی روح از جسم و جستجوی آب حیات و حقیقت اشاره میکند و به مخاطب میگوید که از لذتها غافل نشود، زیرا هنوز فرصتی برای نوشیدن باده عشق وجود دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
