

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۷۳۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳۵
به گوش من برسانید هجر تلخ پیام
که خواب شیرین بر عاشقان شدهست حرام
بکرد بر خور و بر خواب چارتکبیری
هر آن کسی که بر او کرد عشق نیم سلام
به من نگر که بدیدم هزار آزادی
چو عشق را دل و جانم کنیزک است و غلام
عظیم نور قدیم است عشق پیش خواص
اگر چه صورت و شهوت بود به پیش عوام
دلم چو زخم نیابد رود که توبه کند
مخند بر من و بر خود کدام توبه کدام
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تعبیر احساسات عاشقانه و عواقب هجران پرداخته است. او از درد و رنج ناشی از عشق میگوید و اینکه هجر تلخ، خواب شیرین عاشقان را دچار حرام میکند. عشق را نیرویی عظیم میداند که فراتر از عواطف سطحی است و درک عمیقتری از آن در نزد خواص وجود دارد. شاعر به توبه اشاره میکند و میگوید که توبه کردن از عشق گناهی بزرگتر است، زیرا عشق برای او همانند زندگی است و او خواهان آن است که به خاطر عشق جان خود را فدای کند. در نهایت، شاعر با اشاراتی به مرگ و سکوت، به نتیجهگیری میرسد که در عشق وجود خود را از دست داده است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
