

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۷۷۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷۴
ما به تماشای تو بازآمدیم
جانب دریای تو بازآمدیم
سیل غمت خانهٔ دل را بِبُرد
زود به صحرای تو بازآمدیم
چون سَرِ ما مطبخ سودای توست
بر سَرِ سودای تو بازآمدیم
از سَرِ چه صد رسن انداختی
تا سوی بالای تو بازآمدیم
نالهٔ سرنای تو در جان رسید
در پِیِ سرنای تو بازآمدیم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حضور عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و بیان میکند که پس از تجربیات تلخ و مشکلات، دوباره به سوی او بازگشتهاند. احساسات عمیق عشق و امید در دل او موج میزند و او از غم و درد ناشی از دوری سخن میگوید. همچنین، به جستجوی یک ارتباط معنوی و عمیق با معشوق، که درون او را تحت تأثیر قرار داده، اشاره میکند. شاعر با احساس نیاز به معشوق، نشان میدهد که عشق او چون سرنا در جانش رخنه کرده است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
