

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۸۰۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰۴
با آن سبک روحی گل وان لطف شه برگ سمن
چون او ببیند روی تو هر برگ او گردد سه من
ای گلشن تو زندگی وی زخم تو فرخندگی
وی بندهات را بندگی بهتر ز ملک انجمن
گفتی که جان بخشم تو را نی نی بگو بکشم تو را
تا زندهای باشم تو را چون شمع در گردن زدن
زاهد چه جوید رحم تو عاشق چه جوید زخم تو
آن مردهای اندر قبا وین زندهای اندر کفن
آن در خلاص جان دود وین عشق را قربان شود
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: اعراب غزل به وصف حال عاشق و معشوق میپردازد و تضاد میان زندگی و مرگ را به تصویر میکشد. شاعر از عشق و زیبایی گل و سمن سخن میگوید و به احساس عمیق خود نسبت به محبوبش اشاره میکند. او بیان میکند که وجود محبوب، زندگیبخش است و درد عاشق را به عنوان نشانهای از عشق خالص میداند. همچنین، زیبایی و نورانیت محبوب با تابش آفتاب مقایسه میشود و عشق به گونهای وصف میشود که جان را تقدیم محبوب خواهد کرد. در نهایت، زاهد و عاشق نیز در پی هدفی متفاوتاند؛ زاهد به دنبال رحم و عاشق به دنبال زخم عشق است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
