

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۸۲۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۶
هر کِی ز حور پرسدت، رخ بنما که «همچنین»
هر کِی ز ماه گویدت، بام برآ که «همچنین»
هر کِی پری طلب کند، چهرهٔ خود بدو نما
هر کِی ز مُشک دم زند، زلف گشا که «همچنین»
هر کِی بگویدت «ز مه، ابر چگونه وا شود؟»
بازگشا، گرهگره، بند قبا که «همچنین»
گر ز مسیح پرسدت «مرده چگونه زنده کرد؟»
بوسه بده به پیش او، بر لب ما که «همچنین»
هر کِی بگویدت «بگو، کشتهٔ عشق چون بود؟»
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به زیبایی و عمق عشق و محبت میپردازد و به سیر و سلوک عاشقانه اشاره دارد. شاعر از هفت پرسش و پاسخ درباره زیباییها، عشق و ارتباط روحی میان انسانها صحبت میکند و به ناکامیهای عاشقانی که به دنبال معشوق هستند، میپردازد. او در هر بخش به ویژگیها و حالات گوناگون عشق اشاره کرده و میگوید که عشق و وصال معشوق، حقیقتی برتر از همه زیباییهاست. در نهایت، یا به واسطهی شمس دین تبریزی، عشق الهی را به تصویر میکشد و به اهمیت آن در زندگی انسانها اشاره میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
