

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۹۰۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰۷
گر این جا حاضری سر همچنین کن
چو کردی بار دیگر همچنین کن
مرا دی تنگ اندر بر کشیدی
بیا ای تنگ شکر همچنین کن
در و بام مرا دی می شکستی
درآ امروز از در همچنین کن
میان جان چاکر کار کردی
به پیش چشم چاکر همچنین کن
چه خوش کردی مها آن شیوه را دی
رها کن ناز و خوشتر همچنین کن
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حضور محبوب سخن میگوید و از او میخواهد که همچنان که در گذشته به او توجه کرده، امروز نیز با محبت و محبتآمیز برخورد کند. او از تنهایی و فراق رنج میبرد و به یاد خاطرات شیرین گذشته، عشق و صمیمیت را دوباره میطلبد. شاعر در دل خود آرزوی وصال و نزدیکی به محبوب را دارد و در عین حال از او میخواهد که به خاطر او ناز و جلال را رها کند و به سادگی عشقش را نشان دهد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
