

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۹۱۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱۶
برآ بر بام و اکنون ماه نو بین
درآ در باغ و اکنون سیب می چین
از آن سیبی که بشکافد در روم
رود بوی خوشش تا چین و ماچین
برآ بر خرمن سیب و بکش پا
ز سیب لعل کن فرش و نهالین
اگر سیبش لقب گویم وگر می
وگر نرگس وگر گلزار و نسرین
یکی چیز است در وی چیست کان نیست
خدا پاینده دارش یا رب آمین
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از زیباییهای طبیعت و عشق آسمانی سخن میگوید. او به بام میرود و زیبایی ماه نو و باغ پرسیب را توصیف میکند و از بوی خوش سیبها یاد میکند که تا دوردستها میرسد. او با دعوت به نزدیکی و نشستن کنار خود، به معشوقش میگوید که باید از عطر و زیبایی زندگی لذت برد. در ادامه، به زیباییهای الهی و ویژگیهای شمس تبریزی اشاره میکند و بر اهمیت عشق و پاکی در زندگی عاشقان تأکید مینماید. از این رو، عشق و رحمت الهی در زندگی انسانها بسیار حیاتی و ارزشمند است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
