

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۹۳۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳۰
امروز تو خوشتری و یا من
بی من تو چگونهای و با من
نی نی من و تو مگو رها کن
فرقی خود نیست از تو تا من
بی تو بودی تو بر سر چرخ
بی من بودم به سالها من
در پوست من و تو همچو انگور
در شیره کجا تو و کجا من
از بخل بجست و در سخا ماند
آن حاتم طی و گفتها من
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی رابطهٔ عمیق و وابستگی متقابل خود و معشوقش میپردازد. او میگوید که هر یک بدون دیگری کامل نیستند و نمیتوانند از هم جدا شوند. در این میان، با نگاهی به ویژگیهای شخصیتی خود و معشوق، از بخل و سخا سخن میگوید و تأکید میکند که سخاوت او از حاتم طایی نیز بیش تر است. با استفاده از تشبیههایی همچون انگور و شیره، پیوند و تفاوتهای بین خود و معشوق را به تصویر میکشد و در نهایت، زیبایی و لطافت معشوق را ستایش میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
