

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۹۴۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴۸
بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون
آیتِ «إِنّا بَنَیْناها و إِنّا مُوِسعون»
کی شنود این بانگ را بیگوشِ ظاهر دم به دم؟
«تائِبونَ الْعابِدونَ الْحامِدونَ السّائحون»
نردبان حاصل کنید از ذِی المعارج بَر روید
«تَعْرُجُ الرُّوح إِلَیهِ وَ الْمَلائک أَجْمَعون»
کی تَراشد نردبان چرخ نجار خیال؟
«ساخت معراجش ید «کُلٌّ إِلَینا راجِعون»
تا تراشیده نگردی تو به تیشهْٔ صبر و شکر
«لا یُلَقّیها» فرو می خوان و «إِلا الصّابِرون»
بنگر این تیشه به دست کیست؛ خوش تسلیم شو
چون گره مستیز با تیشه که «نَحْنُ الغالِبون»
