

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۹۷۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷۴
ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
ناله من گوش دار و درد حال من ببین
از میان صد بلا من سوی تو بگریختم
دست رحمت بر سرم نه یا بجنبان آستین
یا روان کن آب رحمت آتش غم را بکش
یا خلاصم ده چو عیسی از جهان آتشین
یا مراد من بده یا فارغم کن از مراد
وعده فردا رها کن یا چنان کن یا چنین
یا در انافتحنا برگشا تا بنگرم
صد هزاران گلستان و صد هزاران یاسمین
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به درگاه خداوند دعا میکند و از رحمت او خواستار است. او از محنتها و دردهای خود شکایت میکند و میخواهد که خداوند به او کمک کند و آلام او را کاهش دهد. شاعر از خدا میخواهد تا او را از رنجهای جهان نجات دهد و به او آرامش دهد. همچنین به باز شدن درهای رحمت و نعمتهای الهی اشاره میکند و آرزوی رسیدن به خوشیها و فراوانی را دارد. در نهایت، از سنایی درخواست مدد میکند و به رحمت پیامبر اشاره میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
