

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۹۹۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۷
هر که را گشت سر از غایت برگردیدن
ساکنان را همه سرگشته تواند دیدن
هر کی از ضعف خود اندر رخ مردان نگرد
بر دو چشم کژ او فرض بود خندیدن
هر کی صفرا شودش غالب از شیرینی
تلخ گردد دهنش گاه شکر خاییدن
عقل میدانی او خود خر لنگ افتاده است
در براق احدی دید کسی لنگیدن
ای کسی کز حدثان در حدثی افتادی
چون چنینی تو روا نیست تو را جنبیدن
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به بررسی حال انسانها و دلایل سردرگمی آنها میپردازد. مولانا به کسانی که از ضعف خود غافلاند و قادر به دیدن واقعیت نیستند، اشاره میکند و میگوید که آنها نمیتوانند حقیقت را درکی عمیق کنند. او بر این نکته تمرکز میکند که انسان باید از دنیای پدیدهها و آشفتگیها چشم بردارد و به مقامهای بالاتر برود تا بتواند حقیقت را دریابد. در نهایت، او به کلام شمس تبریز اشاره میکند و میگوید که این سخنان میتواند بصیرت را به انسانها هدیه دهد، اما باید گوش شنوا برای درک آنها وجود داشته باشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
