

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۰۲۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۱
صبحدم شد زود برخیز ای جوان
رخت بربند و برس در کاروان
کاروان رفت و تو غافل خفتهای
در زیانی در زیانی در زیان
عمر را ضایع مکن در معصیت
تا تر و تازه بمانی جاودان
نفس شومت را بکش کان دیو توست
تا ز جیبت سر برآرد حوریان
چون بکشتی نفس شومت را یقین
پای نه بر بام هفتم آسمان
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر جوانی را به بیداری و تلاش دعوت میکند و به او هشدار میدهد که خواب ماندن و غفلت از کاروان زندگی، او را به زیان میکشاند. او بایستی از بیخودی و معصیت پرهیز کند تا عمرش را به بطالت نگذرانده و جاودانه باقی بماند. نفس زشت و شوم را باید مهار کند تا بتواند به درجات بالای معنوی دست یابد. در نهایت، با اشاره به اهمیت عبادات و پرهیز از کبر، شاعر بر پیروی از شمس تبریزی و عشق به خدا تأکید میکند و به جوانان میآموزد که در کنار عبادت، باید به حال عاشقان و سماع آنان توجه داشته باشند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
