

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۰۲۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۲
ای زیان و ای زیان و ای زیان
هوشیاری در میان مستیان
گر بیاید هوشیاری راه نیست
ور بیاید مست گیر اندرکشان
گر خماری باده خواهی اندرآ
نان پرستی رو که این جا نیست نان
آنک او نان را بت خود کرده است
کی درآید در میان این بتان
ور درآید چادر اندر رو کشند
تا نبیند رویشان آن قلتبان
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به نقد زهد ظاهری و شیفتگی به دنیا میپردازد و از حال مستی و هوشیاری سخن میگوید. او معتقد است که هوشیاری حقیقی در میان مستها وجود ندارد و اگر بیاید، دیگر جایی برای مستی نیست. همچنین به نقد کسانی میپردازد که نان را به عنوان بت خود قرار دادهاند و به غفلت در دنیای مادی غرق شدهاند. شاعر با یادآوری پاکی دل و عارفانه زندگی کردن، به دنبال نقشی زندگیبخش و متعالی است و با اشاره به شمس تبریزی، راه گمشده را به سوی حقیقت و راز آفرینی میگشاید. در نهایت، او به اهمیت سکوت و رازداری در درک معانی عمیق اشاره میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
