

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۰۵۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵۲
ای آنک از میانه کران میکنی مکن
با ما ز خشم روی گران میکنی مکن
دربند سود خویشی و اندر زیان ما
کس زین نکرد سود زیان میکنی مکن
راضی شدی که بیش نجویی زیان ما
این از پی رضای کیان میکنی مکن
بر جای باده سرکه غم میدهی مده
در جوی آب خون چه روان میکنی مکن
از چهرهام نشاط طرب میبری مبر
بر چهرهام ز دیده نشان میکنی مکن
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شخصی خطاب میکند که با رفتارهای ناپسند و متناقضش، درد و رنجی به او میآورد. او از این فرد میخواهد که دیگر به او آسیب نرساند و از تنشهایی که ایجاد میکند، دست بردارد. همچنین، به بیثباتی او در رفتار و حرفهایش اشاره میکند و میگوید که حتی در لحظاتی که باید در کنار هم باشند، او به خیانت و دشمنی ادامه میدهد. در نهایت، شاعر خواهان صلح و آرامش است و نمیخواهد که این شخص به زندگی او صدمه بزند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
