

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۰۵۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵۳
با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین
با آنک نیست عاشق یک دم مشو قرین
ور ز آنک یار پرده عزت فروکشید
آن را که پرده نیست برو روی او ببین
آن روی بین که بر رخش آثار روی او است
آن را نگر که دارد خورشید بر جبین
از بس که آفتاب دو رخ بر رخش نهاد
شهمات میشود ز رخش ماه بر زمین
در طرههاش نسخه ایاک نعبد است
در چشمهاش غمزه ایاک نستعین
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل، مولانا به اهمیت نشستن با عاشقان و انتخاب عشق واقعی تأکید میکند. او به زیباییهای یار اشاره میکند و به این نکته میپردازد که عشق واقعی باید در صورت دیگران یا در درون خود جستجو شود. شاعر با تشبیهات زیبا، حالتی عرفانی و عمیق ایجاد میکند که عشق را فراتر از ظواهر و محدودیتها میداند. در نهایت، مولانا مخاطب را به سکوت درونی و جذب معانی عمیق عشق فرامیخواند و هویت عاشق را با نام شمس دین تبریزی پیوند میزند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
