

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۰۷۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷۹
مقام ناز نداری برو تو ناز مکن
چو میوه پخته نگشت از درخت بازمکن
به پیش قبله حق همچو بت میا منشین
نماز خود را از خویش بینماز مکن
گهی که پخته شدی از درخت فارغ باش
ز گرم و سرد میندیش و احتراز مکن
چو هیچ خصم نماند برو به بزم نشین
سلاح رزم بینداز و ترک تاز مکن
چو صاف صاف برآمد ز کوره نقده تو
مده به کوره هر کوردل گداز مکن
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر به فردی که در مقام ناز است، توصیه میکند که از ناز و فخر خود بکاهد و به اصل خود برگردد. او باید در نزد خداوند حتی اگر در مرتبه پختگی قرار دارد، از خودستایی بپرهیزد و به عبادت بپردازد. زمانی که آماده شده، باید از مشکلات زندگی دور بماند و در شادیها شرکت کند. علاوه بر این، زیباییهای خود را از دیگران پنهان نکند و به مهربانی و بخشش روی آورد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عشق و لطف الهی را در زندگی خود برجسته کند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
