

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۱۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰
گر نه تهی باشدی بیشتر این جویها
خواجه چرا میدود تشنه در این کویها؟
خُم که در او باده نیست هست خُم از باد پر
خُمِ پر از باد کی سرخ کند رویها؟
هست تهی خارها نیست در او بوی گل
کور بجوید ز خار لطف گل و بویها
با طلب آتشین روی چو آتش ببین
بر پی دودش برو زود در این سویها
در حجب مشک موی روی ببین اه چه روی
آنک خدایش بشست دور ز روشویها
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جستجوی حقیقت و عشق میپردازد و تلاش میکند تا نابطی و ظاهر را درک کند. او به یاران و جویندگان عشق یادآوری میکند که اگر درون آنها تهی باشد، هیچ رشدی در جستجوی زیباییها نخواهند داشت. در توصیف معشوق، او به ویژگیهای ظاهری و باطنی او اشاره میکند و میگوید که زیبایی واقعی در عمق وجود او نهفته است. غزل به تداخل عشق و وجود و جستجو برای دست یافتن به حقیقت و زیباییهای ناب میپردازد و در نهایت به وصل و عشق الهی و انسانی اشاره میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
