

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۱۱۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱۰
بانگ برآمد ز خرابات من
چرخ دوتا شد ز مناجات من
عاقبت امر ظفر دررسید
یار درآمد به مراعات من
یا رب یا رب که چه سان میکند
دلبر بیکفو مکافات من
طاعت و ایمان کند آن کیمیا
غفلت و انکار و جنایات من
قصر دهد از پی تقصیر من
زله دهد از پی زلات من
جوش نهد در دل دریا و کوه
از تبش روز ملاقات من
