

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۱۱۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱۶
آمدهای بیگه خامش مشین
یک قدح مردفکن برگزین
آب روان داد ز چشمه حیات
تا بدمد سبزه ز آب و ز طین
آن می گلگون سوی گلشن کشان
تا بگزد لاله رخ یاسمین
راح نما روح مرا تا که روح
خندد و گوید سخنی خندمین
درکشد اندیشه گری دست خود
چونک برافشاند یار آستین
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت به می و شادی پرداخته و از بیخبری و خاموشی دوری میکند. او با اشاره به چشمه حیات، به اهمیت زندگی و جوانی میپردازد و میخواهد که با نوشیدن می، غم و اندوه را از بین ببرد. در این میان، به روح و بخشش و زیباییهای عشق اشاره میشود و شاعر امیدوار است که با نوشیدن می، دلش خوش شود و رازهای زندگی را دریابد. در نهایت، او به دنبال ارتباط با معشوق و رسیدن به حالتی از شادی و لطافت است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
