

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۱۱۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱۷
پیشتر آ ای صنم شنگ من
ای صنم همدل و همرنگ من
شیوه گری بین که دلم تنگ شد
تا تو بگوییش که دلتنگ من
جنگ کنم با دل خود چون عوان
تا تو بگویی سره سرهنگ من
چند بپرسی که رخت زرد چیست
از غم تو ای بت گلرنگ من
دوش به زهره همه شب میرسید
زاری این قالب چون چنگ من
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و دلتنگی خود از معشوقهاش اشاره میکند و از حالتی شوریده و آشفته صحبت میکند. او از دردهای ناشی از فاصله و غم ناشی از دوری مینالد و میخواهد که معشوق دست بر دل او بگذارد تا آرامش یابد. شاعر در تلاش است تا با جان خود مقابله کند و از ننگ و عذاب دوری رهایی یابد. او میگوید که به خاطر عشق، جنگ و صلح در درونش در حال انجام است و از طرفی اثر محبت معشوق را در وجود خود احساس میکند. به طور کلی، غزل به نمایش کشیدن عواطفی عمیق و بیپایان مرتبط با عشق و دلتنگی است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
