

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۱۸۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸۴
بیا ای رونق گلزار از این سو
از آن شکر یکی قنطار از این سو
یکی بوسه قضاگردان جانت
از آن دو لعل شکربار از این سو
از آن روزن فروکن سر چو مهتاب
وزان گلشن یکی گلزار از این سو
کباب و می از این سو دود از آن سو
درخت خار از آن سو یار از این سو
تعب تن راست لایق راح دل را
منه رنج تن سگسار از این سو
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت و جلب توجه معشوق میپردازد و از زیباییها و لذتهای دنیوی و معنوی سخن میگوید. او از گلزار و عشق، رمز و رازها و ارتباطات انسانی صحبت میکند و به اهمیت جمع شدن و بودن در کنار یکدیگر اشاره دارد. در متن، نمادهایی مانند ساغر و خمر به معنای شادی و ارتباط با روحانیات به کار رفته و عشق را به عنوان عاملی برای رهایی از رنجها معرفی میکند. شاعر همچنین به ارتباط میان جسم و روح، و نیاز به یکدیگر در عرصه عشق و زندگی اشاره میکند و از دست دادن این ارتباط را زیانبار میداند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
