

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۱۸۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸۵
چو بگشادم نظر از شیوه تو
بشد کارم چو زر از شیوه تو
توی خورشید و من چون میوه خام
به هر دم پختهتر از شیوه تو
چو زهره مینوازم چنگ عشرت
شب و روز ای قمر از شیوه تو
به هر دم صد هزار اجزای مرده
شود چون جانور از شیوه تو
چرا ازرق قبای چرخ گردون
چنین بندد کمر از شیوه تو
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر با نگاهی به شیوه و حالوهوای عشق، تأثیر آن را بر وجود خود و عالم اطرافش بررسی میکند. او خود را به میوهای خام تشبیه میکند که به واسطه عشق پختهتر میشود. از زیباییهای موجود در عشق میگوید و از تصاویر قمر و شفق برای توصیف احساساتش استفاده میکند. عشق را عاملی میداند که زندگی و روح را دگرگون میکند و انسانی را که غافل است، به دردی مبتلا مینماید. در پایان، به شخصیت شمس تبریزی اشاره میکند و با شیدایی خود از عشق او پرده برمیدارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
