

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۲۴۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴۶
ای سر مردان برگو برگو
وی شه میدان برگو برگو
ای مه باقی وی شه ساقی
جان سخن دان برگو برگو
قبله جمعی شعله شمعی
قصه ایشان برگو برگو
ای همه دستان ساقی مستان
راز گلستان برگو برگو
هم همه دانی هم همه جانی
خواجه دیوان برگو برگو
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به شخصیتهای برجسته و نمادین اشاره میکند و از آنها میخواهد که حقیقت را بیان کنند. او به عشق و معرفت اشاره میکند و از ساقی میخواهد رازهای عشق و زندگی را افشا کند. همچنین، شاعر بر سرخوشی و غمزدایی تأکید میکند و میخواهد که دلها از غم آزاد باشند. در نهایت، او به یاران و دوستان خود میگوید که از زندگی لذت ببرند و در راه عشق و حقیقت قدم بردارند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
