

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۲۵۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵۳
نور دل ما روی خوش تو
بال و پر ما خوی خوش تو
عید و عرفه خندیدن تو
مشک و گل ما بوی خوش تو
ای طالع ما قرص مه تو
سایه گه ما موی خوش تو
سجده گه ما خاک در تو
جولانگه ما کوی خوش تو
دل مینرود سوی دگران
چون رفته بود سوی خوش تو
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و او را منبع روشنی و خوشی در دل و زندگیاش میداند. او در تصاویر زیبایی از عید و خوشحالی، عشق و محبت، و وابستگی عمیق به معشوق سخن میگوید. معشوق برای او به مثابهی نور و سرور است که جایی برای دیگران باقی نمیگذارد. او در نهایت با تاکید بر اینکه وجود معشوق او را به مقام والایی رسانده است، از عشق و وابستگیاش به او میگوید و ابراز میکند که زندگیاش تحت تأثیر معشوق قرار دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
