

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۲۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۹
شراب داد خدا مر مرا تو را سرکا
چو قسمتست چه جنگست مر مرا و تو را
شراب آن گل است و خمار حصه خار
شناسد او همه را و سزا دهد به سزا
شکر ز بهر دل تو ترش نخواهد شد
که هست جا و مقام شکر دل حلوا
تو را چو نوحه گری داد نوحهای میکن
مرا چو مطرب خود کرد دردمم سرنا
شکر شکر چو بخندد به روی من دلدار
به روی او نگرم وارهم ز رو و ریا
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ احساسات و تجربیات عاشقانه است که شاعر در آن از رابطهٔ خود با معشوق میگوید. او به نوعی از شراب و خمار به عنوان نمادهایی برای عشق و درد اشاره میکند و به اهمیت شکرگزاری در این رابطه تأکید دارد. شاعر وضعیت خود را با مطرب و نوحهگر مقایسه میکند و نشان میدهد که عشق او باعث شادی و غم همزمانش شده است. در نهایت، او از قافیه و شعر به عنوان یک وسیلهٔ بیان احساسات یاد میکند و بر جدایی معانی حقیقی از الفاظ تأکید دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
