

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۳۰۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۲
هشیار شدم ساقی دستار به من واده
یا مشک سقا پر کن یا مشک به سقا ده
نیمی بخور ای ساقی ما را بده آن باقی
والله که غلط گفتم نی نی همه ما را ده
ای فتنه مرد و زن امشب در من بشکن
رخت من و نقد من بردار و به یغما ده
خواهی که همه دریا آب حیوان گردد
از جام شراب خود یک جرعه به دریا ده
خواهی که مه و زهره چون مرغ فرود آید
زان می که به کف داری یک رطل به بالا ده
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ساقی خطاب میکند و از او میخواهد تا جام شراب را پر کند و به او بدهد. او از ساقی تقاضا میکند که جرعهای از شراب را به دریا بریزد تا دریا پر آب شود و همچنین برای پایین آمدن ستارهها، مقداری از می را به آسمان بیفزاید. شاعر به حال و هوای شرابنوشی و شیدایی اشاره میکند و نسبت به قدرت و تأثیرات شراب در دگرگونی و زوال مرزهای عادی احساساتی عمیق دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
