

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۳۰۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۷
بربند دهان از نان کآمد شکر روزه
دیدی هنر خوردن بنگر هنر روزه
آن شاه دو صد کشور تاجیت نهد بر سر
بربند میان زوتر کآمد کمر روزه
زین عالم چون سجین برپر سوی علیین
بستان نظر حق بین زود از نظر روزه
ای نقره باحرمت در کوره این مدت
آتش کندت خدمت اندر شرر روزه
روزه نم زمزم شد در عیسی مریم شد
بر طارم چارم شد او در سفر روزه
کو پر زدن مرغان کو پر ملک ای جان
این هست پر چینه و آن هست پر روزه
