

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۳۳۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳۳
این کیست چنین مست ز خمار رسیده
یا یار بود یا ز بر یار رسیده
یا شاهد جان باشد روبند گشاده
یا یوسف مصری است ز بازار رسیده
یا زهره و ماه است درآمیخته با هم
یا سرو روان است ز گلزار رسیده
یا چشمه خضر است روان گشته بدین سو
یا ترک خوش ماست ز بلغار رسیده
یا برق کله گوشه خاقان شکاری است
اندر طلب آهوی تاتار رسیده
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به وصف شخصیتی میپردازد که سرشار از حال خوش و مستی است. او از حالات مختلف این شخص صحبت میکند و میپرسد که آیا این فرد یار محبوبش است یا به نوعی از دنیای عشق و زیبایی به اینجا آمده است. شاعر به تشبیهات زیبایی اشاره میکند که این شخصیت ممکن است تجلی اوصاف مختلفی چون ماه، گل، چشمه و... باشد. همچنین، او به قدرت و زیبایی این فرد و تأثیرش بر دیگران فخر میکند و در نهایت از خواننده میخواهد که سکوت کند و از این زیبایی لذت ببرد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
