

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۳۴۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۴۷
خدایا رحمت خود را به من ده
دریدی پیرهن تو پیرهن ده
مرا صفرای تو سرگشته کردهست
ز لطف خود مرا صفراشکن ده
اگر عالم به غم خوردن به پای است
مده غم را به من با بوالحزن ده
خدایا عمر نوح و عمر لقمان
و صد چندان بدان خوب ختن ده
سهیل روی تو اندر یمن تافت
مرا راهی به سوی آن یمن ده
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به درگاه خداوند دعا میکند و خواستههایش را مطرح میسازد. او به رحمت و لطف خداوند نیازمند است و از او میخواهد که غم و اندوه را از دلش دور کند. شاعر با اشاره به عمر نوح و لقمان، آرزوی عمر طولانی و پربرکت دارد و در نهایت از خدا میخواهد که راهی به سمت جمال و نورانیّت الهی بر او بگشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
