

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۳۴۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۴۹
ای دیده راست راست دیده
چون دیده تو کجاست دیده
آن قطره بیوفا چه دیدهست
بحر گهر وفاست دیده
اجری خور توتیا چه بیند
اجری ده توتیاست دیده
ای آنک ز روز و شب برونی
روز و شب مر تو راست دیده
در پرتو آفتاب رویت
در رقص چو ذرههاست دیده
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، به توصیف دیدگان و احساسات درونی خود میپردازد و از عواطف عمیق انسانی صحبت میکند. او به ارتباط عمیق بین دیدگان و دل اشاره میکند و میگوید که چشمها در غفلت و جدایی از حقیقت هستند. مولانا به تماشای جمال خداوند و تجلیات او میپردازد و تأکید میکند که دیدن حقیقت، انسان را به درک عمیقتری از وجود و کیمیای درون نزدیک میکند. در این میان، ارتباط بین عشق و دیدگان به تصویر کشیده میشود و نشان میدهد که دوری از معشوق، درد و پریشانی به همراه دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
