

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۵۳۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳۹
یکی طوطی مژده آور یکی مرغی خوش آوازی
چه باشد گر به سوی ما کند هر روز پروازی
دراندازد به جان عاقلان بیخبر سوزی
بسازد بهر مشتاقان به رسم مطربان سازی
کند هنبازی طوطی صبا را از برای شه
که او را نیست در پاکی و بیناییش هنبازی
بجوشد بار دیگر از جمالش شادی تازه
درآید بار دیگر از وصالش در فلک تازی
به ناگاهان نماید روی آن پشت و پناه من
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عشق و شوقی میپردازد که از دیدار معشوق، همه دلها زنده و شاداب میشوند. او به تصویر طوطی و مرغ خوش آواز اشاره میکند که نوید و نشانی از وصل و عشق میآورد و میگوید که عشق حتی عقل را در برابر خود تسلیم میکند. در این عشق، هم مؤمن و هم کافر را بیاختیار عاشق میکند و غمها را از جانها میزداید. در پایان، شاعر به درخشش معشوق و علاقهاش به شمس تبریزی اشاره میکند و طلب میکند که از نور و زیبایی معشوق الهام بگیرد تا دلها آرام بگیرند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
